close
تبلیغات در اینترنت
پنج خاطره از پنج مادر شهید
مادران شهدا
نمیدونم چی دارم بگم برای مادرانی که چندین ساله چشم به در خونشون دوختن یا منتظر تماس از کسی هستن که سال ها برنگشته مادرانی که هر روز داغ دارن مادرانی که حتی آرامگاهی برای فرزندانشون نیس تا با اونا درد و دل کنن مادرانی که برای شهیدای بهزیستی مادری میکنن میخوام بنویسم برای این مادرا ،بنویسم تاهمه باهاشون آشنا شن.

آمار مطالب

کل مطالب : 16
کل نظرات : 47

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 15
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 15
بازدید ماه : 66
بازدید سال : 283
بازدید کلی : 283
قرآن آنلاین
قرآن آنلاین
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
آوای وب
اوقات شرعی
اوقات شرعی
پنج خاطره از پنج مادر شهید

۱.نه دلشان می آمد من را تنها بگذارند ،نه دلشان می آمد جبهه نروند .

این اواخر قبل از رفتنشان هر روز با هم یکی به دو می کردند.

شوهرم به پسرم می گفت :«از این به بعد ،تو مرد خونه ای .باید بمونی از مادرت مراقبت کنی
پسرم می گفت :«نه آقاجون .من که چهارده سالم بیش تر نیست.کاری ازم بر نمی آد.شما بمونید پیش مادر بهتره»
-اگه بچه ای ،پس  می ری جبهه چه کار ؟بچه بازی که نیست.
- لااقل آب که می تونم به رزمنده ها بدم.
دیدم هیچ کدام کوتاه نمی آیند،گفتم «برید هر دو تاییتون برید»

 

____________________________________________________

 

۲. برام نامه می دادند؛ سواد نداشتم بخوانم .

دلم می خواست خودم بخوانم ،خودم جواب بنویسم ،به شان زنگ بزنم .

اما همیشه باید صبر می کردم.تا یکی بیاید و کارهای من را بکند.

یک روز رفتم نهضت اسم نوشتم. تازه شماره ها را یاد گرفته بودم .

یک روز بچه ها یک برگه دادند دستم ،گفتم «شماره پادگان محسنه. می تونی بهش زنگ بزنی

خیلی وقت بود ازش بی خبر بودم . زود شماره را گرفتم . تا نگاه کردم ،دلم هری ریخت .

گفتم « این که شماره بیمارستانه

گفتند:«نه مادر .شما که سواد نداری. این شماره ی پادگانه
 گفتم :« راستش رو بگید .خودم می دونم بچه ام طوریش شده .

هم (ب) رو بلدم ، هم (الف) رو. پادگان رو که با (ب) نمی نویسن

 

____________________________________________________

 

۳.کم حرف می زد.

سه تا پسرش شهید شده بودند.

ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»

گفت :«هزار سال

خندیدم .

گفت «شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته

صداش می لرزید.

 

____________________________________________________

 

۴.صبح آمدم بیمارستان وقت صبحانه دیدم به هر کدام از مجروح ها نان خشک داده اند با یک تکه پنیر .

به پرستار ها گفتم «این چیه ؟ این که ازگلوشان پایین نمی ره

گفتند «ما تقصیر نداریم .همین رو به ما داده اند

گشتم آبدار خانه را پیدا کردم .

در را باز کردم ،دیدم دارند صبحانه می خورند.

نان داغ توی سفره شان بود .

دادم بلندشد.

گفتم «انصافه شما که سالمید نون تازه بخورید،مجروح ها نون خشک؟»

نان ها را از جلوشان جمع کردم ،بردم برای مجروح ها.

 

____________________________________________________

 

۵.بین چهار تا پسرم که شهید شدند، اصغرم چیز دیگری بود.

برای من هم کار پسر ها را می کرد، هم کار دختر ها را وقتی خانه بود، نمی گذاشت دست به سیاه وسفید بزنم .

ظرف می شست، غذا می پخت .

اگر نان نداشتیم ،خودش خمیر می کرد ،تنور روشن می کرد.

خیلی کمک حالم بود.

وقتی رفت جبهه ،همه می پرسیدند«چطور دلت آمد بفرستیش ؟»

فقط به شان می گفتم :آدم چیزی رو که خیلی دوست داره ،باید در راه دوست بده

تعداد بازدید از این مطلب: 19
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

بنی فاطمه در تاریخ : 1396/11/27 - - گفته است :
سلام و عرض ادب

سپاس از حضورتون

سنگر مجازی ارزشمندی دارید

مطالبتون هم قابل تحسین هست

ان شاالله موفق باشید.

با تبادل لینک موافقم، اما متاسفانه سیستم شخصیم دچار مشکل شده

فعلا فقط از طریق موبایل میتونم وارد بشم.

التماس دعا

یاعلی،ع
پاسخ : با سلام خوش آمدید ممنون از حضورتون
لینک شدید

بهانه ای برای دیدنت در تاریخ : 1396/11/27 - - گفته است :
زیبا بود
تک تک خاطره ها
پاسخ : ممنون از این که وقت گرانبهاتون رو دادین تا مطالب سایت رو بخونین

MHM در تاریخ : 1396/11/23 - - گفته است :
سلام وبلاگ زیبایی دارید ممنون که سر زدید اگر پیج شهدا در اینستا دارید خبر بدید دنبالتون کنم
پاسخ : سلام ممنون از حضورتون

سلام ونور...
ممنون از حضور و لطف شما همسنگر بزرگوار..
سنگر بسیار زیبایی دارید..
ان شاءالله در این راه ثابت قدم بمونید.
سنگر زیباتون با افتخار لینک شد.
در پناه خدا زهرایی بمانید.
التماس دعای فرج و عاقبت بخیری با شهادت..
پاسخ : باسلام ممنون از حضور پر نورتون

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ساعت
ساعت فلش مذهبی
ذکر ایام هفته
ذکر روزهای هفته
بنر سایت

مادران شهدا

دعای فرج
دعای فرج